تبليغاتX

Visit Metallica.com


خشم مقدس

 

 

 

تواین دنیایی که هرکسی برای خودش دنبال اسم ورسم میگرده بعضی از ملتها هستند که از بودنشون تو این دنیا احساس بدی دارم.من نژاد پرستم آره و ازگفتن این جمله و این احساس قلبیم هم نمیترسم آره من نژاد پرست یا هر چیز دیگه ای که تو میخوای ازش اسم ببرهستم !برای این کارم هم دنبال دلیل ومنطق نیستم!شاید من از انسانیت بوی نبردم ولی اینهم مهم نیست،اما چیزی که بیشتر از این ملتها عذابم میده دیدن بعضی از هم وطنهای خودمه که بجای درک فهم وعظمت ملت ایران دنبال فرهنگ وتمدن دیگران هستند واز اونا جوری تعریف میکنند که فکر میکنی اصلا ایرانی نیستند..اینجر آدمها بیشتر از احساس بدی که نسبت به ملتهای دیگران دارم عذابم میدن.چرا باید موسیقی عربی اریگوش کنیم در حالی که همین عربها از هیچ گونه دشمنی با ملت ما کوتاهی نمیکنند!!!چرا باید الگوی دخترای ایرونی فاحشه های عرب باشه،چرا باید به قومی علاقه داشه باشیم که در تمام تاریخ ننگین خودش جز پستی و بیابان گردی کاری نکرده،وهروز دنبال اینه که یکی از مفاخر این مملکت رو یک جوری به خودشون وصل کنند،یکروزی خلیج فارس رو عرب میکنند یک روزم به فیلمهای سیصد وپرسپولیس جایزه میدن!

قدرت حسادت نیست فرهنگ میخواهند!!!!!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 20:5 |

دراین پست جملات قصاری ازنیچه یرگرفته ازکتاب ۳۰۰ جمله اثر( امیرهمدانی )رو میزارم

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فریدریش نیچه

برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت. فریدریش نیچه

سنجیدگی و هنر زن در دلربایی، شوخ وشنگی، و سبکسری است؟ چرا آنان باید به دنبال کشف حقیقت زن باشند ، در حالیکه هنر بزرگ او دروغگویی و مهم ترین مساله مورد علاقه اش سرو وضع و زیبایی است؟ فریدریش نیچه

مرد و زن هر دو خود را در مورد یکدیگر فریب می دهند، زیرا آنچه برای آنان گرامی و قابل احترام است، تنها آرمان های خودشان است. فریدریش نیچه

زن بازیچه ای باد پاک و ظریف، همچون گوهری، رخشان از فضیلت های جهانی که هنوز در کار نیست.در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابر انسان را بزایم!. فریدریش نیچه

مرد خواهان حقیقت است اما زن موجودی سحطی نگر است. فریدریش نیچه 


قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است. فریدریش نیچه

کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند. فریدریش نیچه

بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند. فریدریش نیچه

مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند. فریدریش نیچه

سیاستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزار و دشمن. یعنی فقط یک طبقه را می‌شناسند و آن هم دشمن است. فریدریش نیچه

آزادی ابر انسان تنها در صورتی واقعی است که در زمان فراشد و در ساختن آینده یی بر پایه گذشته عملی شود. فریدریش نیچه

باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش به زمین وفادار بمانیم . فریدریش نیچه

اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد. فریدریش نیچه

غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند. فریدریش نیچه

اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! فریدریش نیچه

توان خواهی می تواند بر گذشت زمان پیروز شود . فریدریش نیچه

زندگی، زمین و هستی، درد و رنج و بلا نیست. فریدریش نیچه

اگر علم و دانش ما این همه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن روست که جز کنجکاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد . فریدریش نیچه

بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند. فریدریش نیچه

اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید، نزد شما باز خواهم آمد. فریدریش نیچه

سرنوشت من این است که پس از مرگ دوباره به دنیا بیایم . فریدریش نیچه

آنچه که باید بیشترین علاقه را در ما به وجود آورد این نیست که آیا تفسیر ما از جهان، حقیقی است یا دروغین ، بلکه این است که آیا این تفسیر، خواست قدرت را برای نیرومندی و کنترل جهان پرورش می دهد ، یا هرج و مرج و ناتوانی را. فریدریش نیچه

حقیقت چیزی نیست که باید یافته یا کشف شود، بلکه چیزی است که باید آفریده شود و فرایندی را نامگذاری کند ؛ شناساندن حقیقت نوعی تعیین فعالانه است و نه آگاه شدن از چیزی که به خودی خود قطعی و تعیین شده است.که آن واژه دیگری است برای خواست قدرت . فریدریش نیچه

در این جهان، آن کسی به نابودی می رود که نتواند به ‹‹مفسر››ی خود مختار بدل شود. آنگاه است که او دیگر نه در مقام شخص، بلکه در مقام عدد یا رقمی آماری خواهد زیست. فریدریش نیچه

پاکی نفس جدایی می آورد. فریدریش نیچه

انسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد. فریدریش نیچه

نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود. فریدریش نیچه

کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد. فریدریش نیچه


اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند. فریدریش نیچه

در جایی که دیگر تنها چیز درخشان زر دکانداران است دکانداران سروری کنند! امروز دیگر روزگار شهریاران نیست! آنچه امروز خود را ملت می نامد شایسته هیچ شهریاری نیست. بنگرید که این ملت ها خود اکنون چگونه چون دکانداران رفتار می کنند: آنان از کمترین بهره در هیچ زباله ای نمی گذرند! در کمین یکدیگرند و یکدیگر را می پایند و نام آن را ‹‹حس همجواری›› می گذارند . فریدریش نیچه

می خواهم بشریت را به تصمیم هایی وادارم که به سراسر آینده بستگی دارد. شاید چنین پیش آید که همه هزاره ها، والاترین عهد و پیمان های خود را بنام من ببندند. فریدریش نیچه

زمان ما پیش رس بدنیا آمدگان هنوز فرا نرسیده است، فقط پس فردا از آن من است . فریدریش نیچه

ایرانیان راستگوترین و راست تیرانداز ترین قوم تاریخ اند. فریدریش نیچه

تقریبا هر چیزی که وجود دارد در معرض تاویل است؛ زندگی خود چیزی نیست جز ستیزه و جدال ارزش ها و مبارزه برای تاویل اندیشه ها و آرمان ها. فریدریش نیچه

اندیشه های ما، آری و نه گفتن های ما، و اگر و اما گفتن های ما، همه با همان ضرورتی از درون ما رشد می کنند که میوه از دل درخت- به هم مر بوط و با هم خویشاوندند، و همه از یک اراده، یک وضع جسمانی، یک خاک، و یک خورشید نشان دارند فریدریش نیچه


زمین روزی از آن ابرانسان می شود . فریدریش نیچه

خیر و نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. فریدریش نیچه

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. فریدریش نیچه

حقیقت مانند آب دریا است چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. فریدریش نیچه

فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است. فریدریش نیچه

هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم. فریدریش نیچه

از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد. فریدریش نیچه

پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. فریدریش نیچه


آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. فریدریش نیچه

باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد. فریدریش نیچه

چهار فضیلت انسان والا عبارت است از : دلیری ، درون بینی ، همدلی و تنهایی که گرایش به آنها سبب پاکی می شود. فریدریش نیچه

کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند. فریدریش نیچه

زندگی بدون موسیقی اشتباه است. فریدریش نیچه

بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم. فریدریش نیچه

آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها. فریدریش نیچه

فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان توضیح داد. فریدریش نیچه

برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. فریدریش نیچه

آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به هدف و آرمان است. فریدریش نیچه

دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است. فریدریش نیچه

کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فریدریش نیچه

یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است. فریدریش نیچه

هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. فریدریش نیچه

اختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود. فریدریش نیچه

کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است. فریدریش نیچه

لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد رسید. فریدریش نیچه

بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب. فریدریش نیچه

باید بر فریب حواس خود پیروز شویم . فریدریش نیچه

استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. فریدریش نیچه

کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!. فریدریش نیچه

عشق فریبنده و ویرانگر است نه نجات بخش. فریدریش نیچه

فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. فریدریش نیچه

نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا طبیعت بی رحم است و اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فریدریش نیچه

ذهن و اندیشه مسئول به خطا افتادن بشر است. فریدریش نیچه

انسان برتر از ابرانسان بسیار دور است . فریدریش نیچه

نخستین نبرد با کسانی است که با احسان شان با ترحمِ حقارت انگیزشان، انسان را، انسان بیچاره یی را که خودش زیر بار شرم و احساس گناه در مانده است، از پا می اندازند و دومین دومین قلمرویی که منفی خواهی در آن حاکم است قلمرو آیین های اخلاقی و سیاست است. فریدریش نیچه

با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد. فریدریش نیچه

علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت.

ابرانسان است که می آفریند . فریدریش نیچه

از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند . فریدریش نیچه

در همه جا هر چه مورد انتقاد ابر انسان است همواره نوعی خواست ویرانگر و منفی وجود دارد. فریدریش نیچه

همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. فریدریش نیچه

انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند. فریدریش نیچه

فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. فریدریش نیچه

آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فریدریش نیچه

حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبق خواست قدرت ما است. فریدریش نیچه

با دیگران بودن آلودگی می آورد. فریدریش نیچه

باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. فریدریش نیچه

نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. فریدریش نیچه

آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست. فریدریش نیچه

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فریدریش نیچه

کسانی که مردم آنها را اهل اخلاق می دانند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. فریدریش نیچه

 ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد. فریدریش نیچه

فرزانگی نمی تواند خود خواهانه باشد و فرزانه نمی تواند منزوی بماند . فریدریش نیچه

 عرصه عمل برای ابر انسان بی کرانه است . فریدریش نیچه

درسی که از بازگشت جاودان می گیریم این است که چیز منفی باز نمی گردد. معنای بازگشت جاودان این است که هستی، انتخاب است. تنها آن چیزی باز می گردد که تصدیق کند یا تصدیق شود . فریدریش نیچه

سرود ابرانسان، سرود ارزش های نو آفریده است . فریدریش نیچه

اصولا زمانی پوچی برای چیزی معنا پیدا میکند که بیایم برای آن ، هدفی تعریف کنیم .و اگر بدانیم هدفی در کار نیست، به پوچی هم نخواهیم رسید . فریدریش نیچه

جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم . فریدریش نیچه

فلسفه معنوی ترین خواست قدرت است . فریدریش نیچه

کشش به سوی توانایی گوهره اصلی زندگی انسان می داند . فریدریش نیچه

فروپاشی و زوال هر فرهنگ یا هر شخص هنگامی رخ می دهد که کشش به سوی نیرومندی رنگ بازد و چیز دیگری بر این کشش اولویت یابد ، ولو این جایگزین خرد ، دانش و هنر باشد. فریدریش نیچه

فرد مقتدر کسی است که قادر به کسب تعهد است، زیرا حق چنین کاری را به دست آورده و یا کسب کرده است. فریدریش نیچه

زمان لا یتناهی است و هر چه وجود دارد، در یک گردش ادواری تکرار می شود و این عمل تا انتهای نا معلومی ادامه خواهد داشت. فریدریش نیچه

برای گله ی انسانی تمام نشانه های ابرانسان چون نشانه های بیماری یا دیوانگی ظاهر می شوند. فریدریش نیچه

هزار تلاش انسان به اندازه یک تقدیر کارساز نیست. فریدریش نیچه

ادامه دارد.....

 


 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 22:19 |
به هرحال داشتن دوستانی باعقاید مذهبی ودرکنارآنها بودن هم شرایط خاص خودش رو داره!!!

اما من میخواهم از دیدگاه خودم به این مسئله نگاه کنم و قصد قیاس مسائل رو هم ندارم .به نظر من بجای آنکه بشینیم و به مسائلی چون عاشورا و ایام محرم نگاهی تاریخی و مذهبی که دراون یکسری اعمال روانجام میدیم نگاه کنیم ،فراتررفته وبه ارزشهای یک عمل بپردازیم واینجور مباحث بپردازیم که اونم ازحوزه اطلاعاتی من خارجه..

میدونید میخوام بگم شخصیتهای مذهبی برای من نه بخاطر یکسری سنتها قابل احترامند که بخاطر آگاهی،صداقت و اراده که در وجودشون بوده قابل احترام هستند.این مهم نیست که علی بعد از محمد جانشین باید میبوده! چون این مسئله به بزرگی علی خدشه وارد نکرده ،چون ازعلم علی کم نکرده ،چون منکر خدمات علی به بشریت نشده.مهم نیست امام حسین بجای اومدن به ایران درجایی که طرفداران بیشتری داشته به سمت عراق وکوفه رفته! این مهم نیست که منجی قراربیاد و اسمش چیه و از کجا چیزی که مهمه اینکه ما علی چی یاد گرفتیم،اینکه او فاتح خیبر یا شجاع ترین مرد عرب است برام مهم نیست که ازاینجور قهرمانهای تاریخی زیادند.این برام مهمه که علی معلم اخلاقه ،برام این مهمه که علی عارف به تمام معناست ،ابن برام مهمه که علی حکومت داری بی نظیر در جهانه، این برام مهمه که علی ابر انسانه زمینی ست نه اسمانی. این برام مهم نیست که حسین در کربلا با هفتاد و چندی از نزدیکانش برای ارمانشان  جانفشانی کردند این برام مهمه که اون برای انسانیت ارزش والایی قائل بود که تشنگی ،از دست دادن جان ،فدا کردن عزیزان و اسارت خانواده او را نترساند ،زیرا او عملی رو انجام میداد که برای اینده بشر راهنما بود ، اینو از گاندی نقل کردن که راه ازادی رو از حسین آموخته. آین برام مهمه :ه حسین برای آزادي منتظر معجزه از اسمان نيست . اين برام مهمه كه حسين از مرگش لذت برد يعني زندگي كردن.....

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 21:35 |

او دیگر درمیان ما زندگی نمیکند. او ما را با دنیایی منطقی و خانه آجریمان رها کرده و به حال خود گذاشته ! حتی زرتشت هم خسته شده وهمچون خدا ما را به حال خود واگذاشته، او دیگرازانسان هیچ نمیخواهد،او ابرمرد را فراموش کرده ، او انسان را فراموش کرده!!!!!

روزی زرتشت ازفرازکوهستان اندیشه نیچه به پای کوه آمد، و ازتماشای انسان سست وبیمار حیرت زده شد! انسانی غرق درمنطق ،فلسفه،زن والکل . آنگاه برای انسان خواند شعری ازابر مرد. وگفت: انسان را اینگونه میخواهم سرتا سر نیاز و سرتا سر بی نیاز ! آری انسانی پر از میل خواستن برای برتر بودن برای بالا بودن به اندازه شرافت انسانی، انسانی که مایل به تصاحب باشد وبگویید میخواهم اینگونه باشم و دیگران را اینگونه ببینم، او همه چیز را از آن خود میداند در برابر اژده هایی که میگوید تو نمیتوانی و نباید بخواهی! اما پیش از میل خواستن میل بر بی نیازی لازم است او هیچ نمیخواهد از دنیایی این مردمان و گران ترین بارها را بر دوش میکشد با کمترین نیاز به آن از چشمه های حقیقت شما نمینوشد . او میخواهد آزاد باشد تا بیا فریند و جان چو شیر میباید تا ارزشهایی نو بیافریند. ابر انسان که جان او همچون کودک است بی گناه وفراموش کار ،کودک که شکستها را فراموش کند و هر روز به دنبال طلوع خورشید ازنوع آغاز کند وسرشارازشادی و لذت باشد !!! اما هنوزهیچ انسانی ازمرحله گاو رنگین بودن پا را برای کشف بیابانهای حقیقت و رنج کشیدن و ربایش حقیقت پا را فراترنگذاشته وهیچ پیامبری چون کودک و بی گناه نیامده است.....

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 12:32 |

فندکم در دست اما

پاکت سیگار خالیست

سرنگ دردست آن یاغیست

من اینسوی خیابان در پی دختر تنها 

 آواره شهرم

شهوتم گاه شبها یاد او می افتد

دلم اماسخت میلرزد

شیشیه ودکای من کجاست

دخترک بی من در رختخواب تنهاست

هواسرد است

همچو ایمان من سرد!

مادرم دیگرنماز صبح بیدارم نمیکند!

دختر فاحشه دیگر خوابست

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 11:28 |

قبلا با شک میگفتم که ما پسرا از دخترا برتریم ولی حالا قاطعانه میگم که ما برتریم ،میدونی چرا؟ چون دخترا به ما حسودیشون میشه نمیدونم چرا ولی خوب اینکارو میکنند از عادتهای زنانه است دیگه توی خونشونه از همون روز اول آفرینش اینا حسودیشون گل کرد.اول که دنبال برابری زن ومرد بودن ،بعد شراکت در قدرت بعد حضور در عرصه های علمی وهنری وفرهنگی تا بعد.... خدا میدونه این حسادت زنانه به کجا میرسه شاید میخوان ما مردا نباشیم ؟یا اگر هستیم مثل قهرمانهای قدیمی داستان بشری یک جانفدا برای اونا باشیم یک خرتا ازش سواری بگیرن ،خیلی جنس ماده جماعت تو همه موجودات پسته! این همه به اونا حال میدی احترام میذاری قصه های و افسانه ها براشون میگی کلی چاخانشون میکنی آخرش بازم غر میزنن ،اصلا این جنس رگه های شیطانی تو خونشونه یک هیولای به تمام معنا به خودشونم رحم نمیکنند!!همچین زیراب مریم والناز و... میزنن که کل سیاستمدارای دنیا تو کفش میمونن.تازه برای خودشون صندوق حمایت از حیوانات ماده تاسیس کردن،چرا چون اونا ضعیف هستند،خودشون میگن ضعیفن وپست، اما مردا کجا سازمان حمایت از مردان داریم خداوکیلی راستشو بگو کجا؟هیجا چون ما جنس برتریم نیاز به این چیزا نداریم. دختر خودشه میکشه همه رو ذله میکنه میره دانشگاه نه برای تحصیل، بابا دنبال شوهر بنده خدا آخرش چی میشه زن یه پیرمرد پولدار بیسواد اسم کارشم میزاره فکر باز.الگوی ما مردا اگه قهرمانهای افسانه ای و ملی وعلمی هستند الگوی دخترا جنیفرومدونا وگروه تاتو....بیچاره بچه های ما که چه مادری تربیتشون کنه! دخترامون که اگه مدونا نشه یک جنده بشه رودست اینای که گفتم پسرم حتما یک منسونی، جکسونی یا لیزبی چیزی میشه دیگه!خلاصه ما پسرای امروزی شاید ابرو برداریم رو تیشرتمون گاييده شده ومادر فلان نوشته باشن، اما وقتي كسي به ناموسمون هرچند جنده باشن بعد نگاه كنه رگ غيرتمون همچي ميزنه بالا كه تا چشاي يارو در نياريم اينگار رگه نميخوابه ،وقتي دخترا از سوسك توي آشپز خونه نعره ميزنن كه خداي بيچاره رو چرتش پاره ميشه تموم رستما سهرابها .اشيل وقهرمانهاي هاليوودي براي جانفشاني حاضر ميشن ما احتمالا در حال به درك رفتن سر ناموس و دين ووطنيم!نميدونم دخترا چي ميخوان شوهر خوب ،آزادي جنسي،يا ......

دختراي امروزي نميخوان ازدواج كنن چرا چون اينقدر علم پيشرفت كرده تا چيز كي مردا به اونا ميدن از تو فروشگاه بخرن وبا خودشون ور برن تازه خطر حاملگي وايدزم كه نداره

دختراي امروزي همشون اونقدر به اندام باسن وسرو سينه براشون مهمه كه قبول شدن تو كنكور

دختراي امروزي اینقدر سیخ شدن که اجدادمون اونارو ببینن با خاله ریزه اشتباه میگیرن!اونوقت میگن چرا جای گوشت ما دنبال استخونیم ،تو گوشت میبینی؟

دختراي امروزي تورم به تمام معنايند،تحصيلات هزينه ،جهيزيه هزينه ،خونه شوهر هزينه... هزارجور دمودستگاه ميگيرن كه مثلا لازمه اما دريغ از يكبار استفاده !قهوه جوش ميخره یکبار یک قهوه بهت نمیده که مبادا ...

دختراي امروزي باكره بودن واسشون افته ،اي بابا توهنوز بايك پسر نخوابيدي خاك بر سرت نصف عمرت بر فناست!

خلاصه ما پسراي امروزي بايد ياد بگيريم كه يك زماني حشري شديم توي خيابون پر از دختراي كه منتظرن يك پيكان مدل ۴۸ واسشون بوق بزنه!. ولي نميدوني به زور بردن وزمين زدن چه حالي ميده، يادش بخير چه زجه ميزد دختره آخه پاك بود ولي ناپاك شد!هرچند اينجا ايرانه و تنها جايي تو دنيا كه فاحشه هاشم شبها خوابن ولي دختراي هم هستن كه كثافت كارياشونو گردن تو من واجتماع وفقر بيچاره بندازند ،بخاطر فقر دزدي كن آدم بكش ولي جنده نشو! كه اين بهانه است. ما پسراي امروزي دختري رو به لجن نميكشيم چون دخترا خود لجنن ومن ازاين دنيا مادرجنده و دختراي احمقش بدم مياد به دختراي كه از كنارم رد ميشن به چشم يه هديه الهي ومقدس نگاه نميكنم كه سرشار ازنور ولطافته(امام صادق) بلكه بنظرم يك كالا يا جنس توپ واسه عشق وحاله.....  

+ نوشته شده توسط در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 10:27 |

 

یی شک بزرگترین لذت وتنها لذت بهشتی ما انسانها سکس است .اما چگونه سکس؟

بزرگترین لذتی که یک انسان میتواند در زندگی فنا پذیر خویش داشته باشد چیست؟ خوردن،آشامیدن ،خماری یا مستی؟

سکس نیروی قدرتمندی است که در وجود هر انسان سالم وعاقلی وجود دارد.و درزمان خاص خود را نمایان میکند،اما سکس نیروی ناشناخته

برای انسان است وآدمی این موجود پرمدعا هنوزراه لذت بردن ازسکس را نمیداند.ودرطول زندگی نکبت بارخویش یا ازآن بیهوده فراری بوده یا چنان غرق درآن شده است که شرافتی برای مقام انسانی باقی نگذاشته است.سکس یک هنراست وهنر نیروی عظیم که زندگی را وچرخه زندگی را هدایت میکند.من نمیتوانم راه سکس را و لذت بردن از آن را بگونه ای که خود لذت برده ام بازگو کنم ،اما میتوانم بگویم که دختران را نباید از ترس غریزه جنسیشان محصورکرد بلکه باید مردانی با اراده داشته باشیم که بتوانند از زنها و بودن در کنارشان لذت ببرند.یکی از دلایل شکست در زندگی مشترک بین زن ومرد عدم لذت بردن هردو از در کنار هم خوابیدن است،که باعث بد خلقی هردو طرف نسبت به هم و حتی اطرافیانشان میشود وهردو برای یافتن لذت بهتر راه را در جدایی میدانند.زندگی با عشق زیبا نیست اینها مزخرفات حکیمان نادان زمانه ماست،وپز دختران در خانه سرکه شده ومردان دیپلمه وبی پول زمانه ما از سکس لذت ببر حتی اگر شده با فاحشه ها بخوابی....... باید قدرت عظیم سکس را باورکرد سکس نیروی اهریمنی نیست نباید برای فراراز گناه زندگی تلخ و احمقانه را آغاز کنیم که پایانش شکستی برای انسان باشد ابرانسان خود را دربرابر سکس بی سلاح رها نمیکند هرگاه با زنی بودی که لذت و نعمت حضور تو را حس نکرد بی درنگ رهایش کن! 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت 23:58 |

 

داوطــــلبان مـــرگ 

هدف از ایجاد این قسمت شناسایی کسانی است که به وبلاگ ما سر زدن و نظرشون راجب مرگ به کلی عوض شده و به آن فکر میکنند ....اما نمی هراسند و مخفی نمی شوند بلکه در جستجوی آن زندگی می کنند...

 

ما میخواهیم مشخصات و عکس کسانی که از مرگ هراسی ندارند را در این قسمت نمایش دهیم .

 

البته ازدوستان  خواهشمندیم مشخصات  را همراه با عکس(چهره) خود به آدرس ایمیل

cancer_gh_1999@yahoo.com

برای ما ارسال کنند...

 

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 16:0 |

-------------------------------------------------------------------------------- Looking for last minute shopping deals? Find them fast with Yahoo! Search.